رفیقم گوشه امنم
امشب رو برام زیبآ کردی
شجاعت و تلاشت برای خواسته قلبت نتیجه داد. هورااا
رفیقم گوشه امنم
امشب رو برام زیبآ کردی
شجاعت و تلاشت برای خواسته قلبت نتیجه داد. هورااا
امروز رو خیلی دوست داشتم با هر سال فرق داشت از سال قبل به خودم میگفتم سال دیگه روز تولدم کلی به خودم حال میدم.
امروز نخواسته جای دعوت شدم برای کمک ..خودم چندتا تسک داشتم که تا ساعت۸ باید تموم میکردم
اما رفتم اونجا فهمیدم قراره باهم برای خیریه دسر و اسنک درست کنیم .۲ساعت اونجا بودم . خیلی حال خوبی بود.
تولدم ۳مهر
امروز رو خیلی دوست داشتم با هر سال فرق داشت از سال قبل به خودم میگفتم سال دیگه روز تولدم کلی به خودم حال میدم.
امروز نخواسته جای دعوت شدم برای کمک ..خودم چندتا تسک داشتم که تا ساعت۸ باید تموم میکردم
اما رفتم اونجا فهمیدم قراره باهم برای خیریه دسر و اسنک درست کنیم .۲ساعت اونجا بودم . خیلی حال خوبی بود.
تولدم ۳مهر
دلم لک زده برای کتاب خوندن کتاب فارسی
کاش کتابخونم اینحا بود یعنی میشه یه روز برسه اینجا هم کتابخونه داشته باشم (اینجا فقط ۳ردیف کتاب دارم )
راستی به هیچ بنی بشری کتاب قرض ندید.واقعا اشتباهه
یکسال گذشت و چقدر خوشخالترین بودم هر چند خوشحالی یعنی شروعی برای تلخی های بعدی (البته برای من )
هیچ وقت ناشکری نکردم ولی خسته ام .
این روزا خیلی شلوغم
دلم یکم نفس راحت میخواد
تو مسیردرستم اما انرژیم کمه یا شاید خیلی دلتنگم . درگیریای مامان و کمتر بودنش تو این روزا برام سخته .
نمیدونم یه خشم عجیب ، حال جسمی بهم ریخته و یه ذهن خسته دارم .
میخوام از انسان ها رها بشم و غرق در خدای خودم(خدای ساخته ی ذهن هر کس با خدای دیگری فرق داره).خدای من هیچ وقت دستمو رها نکرده وقتی همه تنهام گذاشتن .
از تنهایی میترسیدم هنوزم میترسم اما مثله قبل نیست .
درخت های زندگی و ماه چیزهایی که عاشقشونم
راستی ماه هیچ وقت بهم دروغ نگفته . ماه قشنگم
ماه منو یاد نور عزیزم میندازه . تولدت تو اسمونا مبارک نازنین مادر
دقیق نمیدونم چند خرداده فقط میدونم ۱۶جون تولدته و چقدر این روزها درگیریم و همش دعا میکنم که گند زده نشه
کمی که چه عرض کنم اما خسته ام